
برنده شدم. این که دیشب تا 9 و نیم سر کار بودم و الان از خونه شاعر شیته میام و جالب اینه حتی دست هم با هم ندادیم یعنی برنده شدم. هوای نفس لعنتی بردم ازت! خوشحالم. گفتم مراقب خودم هستم و بودم. خدا حواسش به من بود. خدا حواسش به من هست. و روزهای خوب خدا . .xa0 محسن دیشب گفت کی زندگی می کنی؟! جوابی نداشتم چون من اصلا زندگی نمی کنم. فقط کار می کنم. اما باید پس انداز کنم که یکی دو تا سفر خیلی خوب برم. که خستگی این همه کار از تنم بره. مامان و ببرم شیراز. یا مشهد. یا کیش. جالب تر اینه که خوابم نمیاد! خدا...
ادامه مطلب