
یک ماه مونده به 29 سالگی! من خوشبختم اما کامل نیستم. خدایا . .xa0 / امروز کلی سایت زیر و رو کردم!...
ادامه مطلب
برنده شدم. این که دیشب تا 9 و نیم سر کار بودم و الان از خونه شاعر شیته میام و جالب اینه حتی دست هم با هم ندادیم یعنی برنده شدم. هوای نفس لعنتی بردم ازت! خوشحالم. گفتم مراقب خودم هستم و بودم. خدا حواسش به من بود. خدا حواسش به من هست. و روزهای خوب خدا . .xa0 محسن دیشب گفت کی زندگی می کنی؟! جوابی نداشتم چون من اصلا زندگی نمی کنم. فقط کار می کنم. اما باید پس انداز کنم که یکی دو تا سفر خیلی خوب برم. که خستگی این همه کار از تنم بره. مامان و ببرم شیراز. یا مشهد. یا کیش. جالب تر اینه که خوابم نمیاد! خدا...
ادامه مطلب
آخرین روز خرداد! بهار 95 تموم شد! و من هنوز به اونی که میخوام از عشق نرسیدم. امینی آرومه. خدا کنه جلب بازی نباشه. خدایا . . عاشقتم....
ادامه مطلب
چند روزه میخوام بنویسم و وقت نمیشه. خودمم کوتاهی می کنم. ماجرا اینه کار منو خفه کرد! یا من کار و ! خیلی خسته ام و دائم کسر خواب دارم و به خانواده م نمی رسم و هی دارم حسرت می خورم که لحظه هام بی زندگی کردن داره میره. احسان جذابیت سابق رو نداره. شاید این حرفم از خستگیه. بهنام هم یه جور خوب و بدی قاطیه بس که درون گراس. از شاعرشیته خسته ام. از سر سنگین بودن و عوضی خوب بودنش. دلم یه ماجرای تازه میخواد! خیانت نه. یکی بیاد. احسان بره. و من به زندگی شیطونی م برگردم. اینا هم حتما از خستگیمه که میگم. عروس...
ادامه مطلب